Part
Part 23
کوک ویو لباس تنه خودم و ا،ت کردم و به سمت بیمارستان حرکت کردم
فلش بک به بیمارستان
کوک ا،تو میبره پیش دکتر
دکتر: آقای جئون کیسه ا،،بشون پاره شده
کوک: چی الان چه بلایی سرشون میاد با بغض
دکتر باید عمل بشه ولی آقای جئون اینکه کیسه آب داره بشه طبیعی اما اینکه خون بیاد معمولی نیست نکنه شما
کوک: بله داشتم باهاش را،،،بطه برقرار میکردم وسط کار اینجوری شده
دکتر : آقای جئون مگه بهتون نگفتم نباید را،،،بطه داشته باشید بشدت خطر ناکه
کوک : بله میدونم ولی خودش اصرار کرد
دکتر : ای بابا باشه فعلا برید بیرون تا عملشون رو شروع کنیم
فلش بک به بعد عمل
کوک ویو
تو این چند ساعت همش استرس داشتم یه یهو خانم دکتر اومد از اتاق عمل بیرون
کوک : خانم دکتر حال ا،ت چطوره
دکتر : مشکلی ندارن بچشون هم به دنیا اومد یه دختر خوشگله
کوک به شدت دختر دوست داشت و از خداش بود که بچه دختره
کوک : واقعا ممنون خانم دکتر الان میتونم ا،تو بینم
دکتر: بله بفرمایید تو
کوک میره داخل اتاق که میبینه ا،ت داره بچه رو ناز میکنه و تا کوک صورت بچه رو میبینه میره تو شک که چجوری آنقدر یه بچه میتونه زیبا باشه
ا،ت: عشقم اومدی
کوک: وایی ا،ت چقدر بچه خوشگله باورم نمیشه ازت ممنونم که همچین دختر کوچوله کیوت گوگولو ای رو به دنیا آوردی
و کوک ا،ت و بغ،،ل میکنه و دوتا شوند از شدت خوشحالی شروع میکنم به گریه کردن که یهو
کوک ویو لباس تنه خودم و ا،ت کردم و به سمت بیمارستان حرکت کردم
فلش بک به بیمارستان
کوک ا،تو میبره پیش دکتر
دکتر: آقای جئون کیسه ا،،بشون پاره شده
کوک: چی الان چه بلایی سرشون میاد با بغض
دکتر باید عمل بشه ولی آقای جئون اینکه کیسه آب داره بشه طبیعی اما اینکه خون بیاد معمولی نیست نکنه شما
کوک: بله داشتم باهاش را،،،بطه برقرار میکردم وسط کار اینجوری شده
دکتر : آقای جئون مگه بهتون نگفتم نباید را،،،بطه داشته باشید بشدت خطر ناکه
کوک : بله میدونم ولی خودش اصرار کرد
دکتر : ای بابا باشه فعلا برید بیرون تا عملشون رو شروع کنیم
فلش بک به بعد عمل
کوک ویو
تو این چند ساعت همش استرس داشتم یه یهو خانم دکتر اومد از اتاق عمل بیرون
کوک : خانم دکتر حال ا،ت چطوره
دکتر : مشکلی ندارن بچشون هم به دنیا اومد یه دختر خوشگله
کوک به شدت دختر دوست داشت و از خداش بود که بچه دختره
کوک : واقعا ممنون خانم دکتر الان میتونم ا،تو بینم
دکتر: بله بفرمایید تو
کوک میره داخل اتاق که میبینه ا،ت داره بچه رو ناز میکنه و تا کوک صورت بچه رو میبینه میره تو شک که چجوری آنقدر یه بچه میتونه زیبا باشه
ا،ت: عشقم اومدی
کوک: وایی ا،ت چقدر بچه خوشگله باورم نمیشه ازت ممنونم که همچین دختر کوچوله کیوت گوگولو ای رو به دنیا آوردی
و کوک ا،ت و بغ،،ل میکنه و دوتا شوند از شدت خوشحالی شروع میکنم به گریه کردن که یهو
- ۶۰.۶k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط