Part
Part 25
که ا،ت بعد چند دقیقه کوک و هول میده
ا،ت: دیگه بسه داری پرو میشی
کوک: بیب خیلی خوشمزه بود
ا،ت که به جیسو نگاه میکنه میبینه جیسو داره میخنده
ا،ت جیسو و رو میبره اتاق و جیسو میخوابه
ا،ت میره پیش کوک
ات،: کوک من خیلی میترسم از اینده جیسو
کوک: نگران نباش اتفاقی نمیافتد
فلش بک به 15 سال بعد
ا،ت ویو
الان جیسو 15 سالشه خیلی تغییر کرده خیلی به تهیونگ زنگ زدیم که بیاد و جیسو رو ببینه اما تلفنشو هیچ وقت جواب نداد بعضی وقت ها با خودم میگم شاید مرده اما جرئت ندارم جلوی کوک این حرف و بزنم جدیداً احساس میکنم چند وقتیه داره عجیب رفتار میکنه خیلی با تلفن حرف میزنم هی در حال چت کردن هست و داره از منو کوک دوری میکنه باید به کوک بگم بیشتر حواسش به جیسو باشه تو سالن بودم که یهو جیسو اومد خونه رفتم سمتش
ا،ت: جیسو خانم کجا بودی
جیسو : مامان توروخدا ولم کن
و جیسو با حال بود رفت اتاقش
چند دقیقه صبر کردم اما نتونستم تحمل کنم و رفتم سمت اتاقش در اتاق و باز کردم دیدم رفته حموم رفتن تو حموم دیدیم کف زمین خونیه جیسو رو دیدیم داشت گریه میکرد
ا،ت: جیسو این خونه از توعه پر،،،یودی اما تو که هفته پیش پر،،،یودت تموم شد با این حرفم یهو جیسو افتاد زمین
ا،ت: جیسو حالت خوبه
اما جیسو جواب نمیداد و فقط گریه میکرد
ا،ت: جیسو
جیسو : مامان دلم درد میکنه
ات، : پاشو بریم دکتر ببینم این پر،،یود برای چیه
جیسو تا اسم دکتر و شنید ترسید
جیسو: نه مامان حالم خوبه
جیسو داشت مقاومت میکرد اما مجبورش کردم بریم دکتر وارد مطب دکتر شدیم
دکتر: خوب عزیزم مشکل چیه
ا،ت:خانم دکتر هفته پیش پر،،یودش تموم شده اما الان بازم پر،،،،،یود شده
دکتر: خوب باید معاینه بشن شما برید بیرون تا من معاینه شوند بکنم
ا،ت:چشم
و ا،ت میره بیرون بعد ۱۵ دقیقه دکتر ا،ت صدا میکنه
ا،ت ویو
تا وارد اتاق شدم دیدیم جیسو داره گریه میکنه دیگه واقعا داشتم میترسیدم
دکتر: خوب خانم جئون جیسو به خاطر پر،،،یودی خون ریزی ندارن
ا،ت : پس برای چیه
دکتر:.....
که ا،ت بعد چند دقیقه کوک و هول میده
ا،ت: دیگه بسه داری پرو میشی
کوک: بیب خیلی خوشمزه بود
ا،ت که به جیسو نگاه میکنه میبینه جیسو داره میخنده
ا،ت جیسو و رو میبره اتاق و جیسو میخوابه
ا،ت میره پیش کوک
ات،: کوک من خیلی میترسم از اینده جیسو
کوک: نگران نباش اتفاقی نمیافتد
فلش بک به 15 سال بعد
ا،ت ویو
الان جیسو 15 سالشه خیلی تغییر کرده خیلی به تهیونگ زنگ زدیم که بیاد و جیسو رو ببینه اما تلفنشو هیچ وقت جواب نداد بعضی وقت ها با خودم میگم شاید مرده اما جرئت ندارم جلوی کوک این حرف و بزنم جدیداً احساس میکنم چند وقتیه داره عجیب رفتار میکنه خیلی با تلفن حرف میزنم هی در حال چت کردن هست و داره از منو کوک دوری میکنه باید به کوک بگم بیشتر حواسش به جیسو باشه تو سالن بودم که یهو جیسو اومد خونه رفتم سمتش
ا،ت: جیسو خانم کجا بودی
جیسو : مامان توروخدا ولم کن
و جیسو با حال بود رفت اتاقش
چند دقیقه صبر کردم اما نتونستم تحمل کنم و رفتم سمت اتاقش در اتاق و باز کردم دیدم رفته حموم رفتن تو حموم دیدیم کف زمین خونیه جیسو رو دیدیم داشت گریه میکرد
ا،ت: جیسو این خونه از توعه پر،،،یودی اما تو که هفته پیش پر،،،یودت تموم شد با این حرفم یهو جیسو افتاد زمین
ا،ت: جیسو حالت خوبه
اما جیسو جواب نمیداد و فقط گریه میکرد
ا،ت: جیسو
جیسو : مامان دلم درد میکنه
ات، : پاشو بریم دکتر ببینم این پر،،یود برای چیه
جیسو تا اسم دکتر و شنید ترسید
جیسو: نه مامان حالم خوبه
جیسو داشت مقاومت میکرد اما مجبورش کردم بریم دکتر وارد مطب دکتر شدیم
دکتر: خوب عزیزم مشکل چیه
ا،ت:خانم دکتر هفته پیش پر،،یودش تموم شده اما الان بازم پر،،،،،یود شده
دکتر: خوب باید معاینه بشن شما برید بیرون تا من معاینه شوند بکنم
ا،ت:چشم
و ا،ت میره بیرون بعد ۱۵ دقیقه دکتر ا،ت صدا میکنه
ا،ت ویو
تا وارد اتاق شدم دیدیم جیسو داره گریه میکنه دیگه واقعا داشتم میترسیدم
دکتر: خوب خانم جئون جیسو به خاطر پر،،،یودی خون ریزی ندارن
ا،ت : پس برای چیه
دکتر:.....
- ۵۲.۰k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط