پارت
پارت۷۹۳
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
یه چوب بیسبال با توپش روی دیوار حالت تزیینی نصب شده بود...چوبه رو برداشتم...رفتم روبه روی مجسمه ای بزرگ...محکم زدم روی شونه ش...جنون بدی بهم دست داده بود انگار هر لحظه بیشتر میشد...
_این برای اینکه منو به زور نگه داشتی...و هر لحظه به یه چیزی تحدید میکنی...
دومی رو محکم تر زدم یه خورده از بالش شکست....
_/این یکی برای اینکه دوستامو تو خطر انداختی...
سومی رو محکم کوبوندم تو سرش که یه ترک بزرگ برداشت...
_/اینم برای اینکه باعث شدی روانمو از دست بدم ...
اینجوری نمیشه اروم نمیشم باید شدتش بیشتر باشه...رفتم پشتش ...مجسمه ای سنگین و بزرگی بود ... با تمام زورم هلش دادم جوری که خودمم افتادم رو تیکه های شکسته ش یکم زانو و کف دستام زخمی شد...اما دردی حس نمیکردم بی حس بودم...از جام بلند شدم...با پام سر مجسمه رو شوت کردم سمت دیوار...با برخوردش به دیوار از وسط نصف شد...یه چیز مربعی شکل کوچیک افتاد بیرون....رفتم برش داشتم لنز حالت داشت...یعنی واسه شاهینه!؟داشتم همین جوری نگاش میکردم که از دستگاهه صدای حرصی یکی اومد...
_ممنون که گند زدی به دوربین عزیزم...میدونی چقدر واسه ساختش زحمت کشیدم...
_/تو کی هستی؟!نکنه هوش مصنوعی چیزی هستی...؟!
_کدوم هوش مصنوعی رو دیدی که صوتی انقدر واضح حرف بزنه ملیکا جان...
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
یه چوب بیسبال با توپش روی دیوار حالت تزیینی نصب شده بود...چوبه رو برداشتم...رفتم روبه روی مجسمه ای بزرگ...محکم زدم روی شونه ش...جنون بدی بهم دست داده بود انگار هر لحظه بیشتر میشد...
_این برای اینکه منو به زور نگه داشتی...و هر لحظه به یه چیزی تحدید میکنی...
دومی رو محکم تر زدم یه خورده از بالش شکست....
_/این یکی برای اینکه دوستامو تو خطر انداختی...
سومی رو محکم کوبوندم تو سرش که یه ترک بزرگ برداشت...
_/اینم برای اینکه باعث شدی روانمو از دست بدم ...
اینجوری نمیشه اروم نمیشم باید شدتش بیشتر باشه...رفتم پشتش ...مجسمه ای سنگین و بزرگی بود ... با تمام زورم هلش دادم جوری که خودمم افتادم رو تیکه های شکسته ش یکم زانو و کف دستام زخمی شد...اما دردی حس نمیکردم بی حس بودم...از جام بلند شدم...با پام سر مجسمه رو شوت کردم سمت دیوار...با برخوردش به دیوار از وسط نصف شد...یه چیز مربعی شکل کوچیک افتاد بیرون....رفتم برش داشتم لنز حالت داشت...یعنی واسه شاهینه!؟داشتم همین جوری نگاش میکردم که از دستگاهه صدای حرصی یکی اومد...
_ممنون که گند زدی به دوربین عزیزم...میدونی چقدر واسه ساختش زحمت کشیدم...
_/تو کی هستی؟!نکنه هوش مصنوعی چیزی هستی...؟!
_کدوم هوش مصنوعی رو دیدی که صوتی انقدر واضح حرف بزنه ملیکا جان...
- ۳.۷k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط