{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو وقتی که دزدیده شدی و میخوان نجاتت بدن و کلی بدنت

سناریو وقتی که دزدیده شدی و میخوان نجاتت بدن و کلی بدنت زخمی هست و ناراحت هستن
یونگی

وقتی نجاتت میده تا چند روز پیشت میمونه و نمیره سر تمرین و زخمات و پانسمان می‌کنه

جیمین

گشنته؟تشنته؟حوصلت سر رفته؟خوراکی میخوای؟عروسک؟میخوای بریم بیرون؟
-نه خوبم آخ...
یا حضرت بیگ هیتتتت
-جیمین‌ نگران نباش
آت تو زندگیمی اگه چیزیت میشد (گریه)

جیهوپ

تا حد مرگ اون مرتیکه رو شکنجه می‌کنه و بعدش میکشتش بعد خیلی پر انرژی باهات حرف میزنع و با هم فیلم می‌بینید

نامجون

برات کلی کتاب میخره تا حوصلت سر نره (نامجون تو محبت نکن جون جدید🤣💔)

تهیونگ

خودش هم بیشتر از تو زخمی شده ولی مراقبته و ازت پرستاری می‌کنه
-تهیونگ خونریزی داری بزار پانسمان کنم زخماتو
نهههه پا نشو زخمات درد میگیره خودم میکنم تو استراحت کن
-ولی
هیسسس

جونگکوک
-شیر موز هامو بیار
+ولی اونا شیرموز های منن
-اخخخخ
+باشه باشه الان میارم
-مرسی
+(ناراحت)میشه یکیشو بردارم؟
-نوچ
+باش

جین
خودشو مقصر میدونه و فقط عذر خواهی میکنه
دیدگاه ها (۰)

#سناریو وقتی میگی دلم درد می کنه یونگیتو ذهنش فکر می‌کنه نکن...

وقتی دارید با خواهر کوچیکتون چیستان بازی میکنید پارت ۲آت:اون...

سناریو وقتی عضو هشتمی و انقدر با استعدادی بهت لقب دختر لیسا ...

وقتی خواهر یونگی عاشقشون‌ میشی تهیونگخودش زودتر بهت اعتراف م...

part5🦋-نارا تو چته ها مثلا میخوای بگی وایی من خیلی افسردم و ...

ویو سویونرفتم پیش اعضانامجون تا منو دید شروع کرد به سوال پیچ...

اوسی گاچیاکوتای بنده😌 اپدیت شده: https://wisgoon.com/p/843FU...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط