{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبور و صاف و نورانی، شبیه ماه می مانی

صبور و صاف و نورانی، شبیه ماه می مانی
تو خورشیـــــدانه آغوش مرا باید بسوزانی
بخند، ای هستی ام ارزانی لبخند شیرینت!
فدایت می کنم لب تر کنی جان را به آسانی
تو را بسیار می خواهم، نمی دانم چرا؟ ای عشق!
تو هم پی برده ای آیا ؟ دلیلش چیست می دانی؟
پر از آرامش محضی خود عشقی، خبر داری؟
نوازش های تو یعنی شفـــــای درد پنهانی
شدی فرهاد و دور از من، شدم شیرین و دور از تو
چه باید کرد با عشقت، نه می خوانی نه می رانی!
تو حوا وار می بخشی به من با عشق سیبت را
و من آدم تر از آدم ؛ به دور از فکــــر شیطانی
به خود هر بار می گفتم پشیمان می شوی از عشق
پشیمانم که با خـــــود می زدم حرف از پشیمانی
اسیری بین دستانت تمـــــام آرزویم شد
تو خورشیدانه آغوش مرا باید بسوزانی
دیدگاه ها (۵)

دل مــن خــســتــه شــده،نــاز ڪــشــیــدن بــلــدی ؟روی لــ...

از نگاهت جان گرفتم با کلامت سوختمنیش خندی بر لبانت با شهامت ...

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تومگو دیوانه ام دیگر، شدم من...

به نزدبک اکباتان رسیدیم به پریسا گفتم من پیاده میشوم و تا به...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹                                  ات اروم مظلوم : ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط