{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن ها چفیه داشتند

آن ها چفیه داشتند…

من چادر دارم!!!

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند…

من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم…

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود…

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم…

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند…

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم…

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند …

من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم…

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند…

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم…
دیدگاه ها (۱)

چِ جآلبه‌!:)مآهِ‌شَهآدتشْ‌هیچ‌میلآدی‌نیستْ‌! مآهِ‌...

لطفاکامنت بگذاریدسلاماسم دوست شهیدتون چیه؟چراایشون رو ازبین ...

از "دستنوشته های یک کودک فهیم"ماه رمضان می باشد ومن خیلی خشن...

چرا بعضیابه محجبه هایی که هیچ گناهی ازشون ندیدنتهمت میزنن در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط