{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک معلم بازنشسته مسن

یک معلم بازنشسته مسن
به دیدن پسرش به اروپا رفت.
🟣🔶🟣
🟩 پسر یک نشان کوچک روی یقه کت او نصب کرد و گفت حالا تنها هم میتوانی بیرون بروی
🟢 پدر هرجا میرفت احترام میدید
🔹هنگامی که پیاده عبورمیکرد از
🔹خیابان، ماشین ها به احترامش می ایستادند
🔘 در فروشگاه ها و مغازه ها
⏹ برایش صندلی می‌گذاشتند .
🟫 می دانید روی نشان چه نوشته بود ؟

🔶 فقط یک جمله :
🍀«این یک معلم است»🍀
دیدگاه ها (۰)

موفقیت همیشگی نیست!شکست هم کُشنده نیست!تنها یک چیز اهمیت دار...

باید خیلی جنس وجودت ناب باشد که دیگران را تحسین کنی و از تما...

🔹🔹عصر_جمعه_تون_بخیر🔹🔹🌼ازخدا می خواهم 🍒خوشی و شادی را 🌼نصیبتا...

ناپلئون گمشده (فصل سوم)پارت ۱۱دو روز گذشت.تهیونگ و سئول هر ر...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت دوم : صفحات باران ...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱⁸بـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هیچ کدام از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط