{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چتر نجات

چتر نجات....

هوا بارونی بارونی بود و تو با لباسی نازک داشتی قدم میزدی اصلا فکر نمیکردی هوایی که تا چند دقیقه پیش صاف بود الان ابری ابری و داره بارون میاد
سردت بود خیلی خیلی سردت بود
به پارک که رسیدی روی یکی از صندلی ها نشستی
راه خونت خیلی دور بود
یکهو حس کردی دیگه هیچ سرمایی نیست هیچ بارونی نیست
نگاهی به بالا انداختی
یک چتر مشکی بالا سرت بود
یکهو یک مرد که ماسک و کلاه زده بود
جلوت ظاهر شد
ماسکشو که درآورد دهنت وا موند
این همون پسر جذاب توی دانشگاه بود
که تو ئم روش کراش داشتی
کراش که چه عرض کنم عاشقش بودی
جونگ کوک: تو اینجا چیکار میکنی
ا/ت: داشتم پیاده روی میکردم
جونگ کوک: توی این هوای سرد با این لباس
ا/ت: من قبلش اومده بودم
جونگ کوک: حالا ولش میای یکم راه بریم
ا/ت: حتما



ادامه پارت بعد...
دیدگاه ها (۱)

چتر نجات...جونگ کوک و ا/ت کل پارک رو قدم زدنولی هرچی ساعت می...

درخواستی ندارید؟؟

"سرنوشت "p,57...بعد از خشک کردن موهای ا/ت به سمت کمد لباس ها...

°p6°mafia جئونجونگ کوک=چانگ میون..چانگ میون=هه ببین کی اینجا...

Part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط