{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ششم

پارت ششم


__
چند روزی از ورودش در یوای میگذشت،نمره هاش بالا بودند حتی بدون درس خوندن و این برای همه متحیر کننده بود.
تا اینکه یکی از روز ها که داشت از مدرسه به خوابگاه برمیگشت،مینا روی کولش پرید و خندید و گفت
"مبارکک باشه دانش اموز ممتاز بودنن"
ناتسوکی مینا رو کول کرد و خندید
"من هیچ تلاشی نمیکنم"
کامیناری اومد نزدیک ناتسوکی و گفت
"خیلی درست خوبه میشه بهم کمک کنی؟"
ناتسوکی لبخند چشم بسته زد و گفت
"البته چرا که نه"
کاتسوکی با پاش سنگی رو پرت کرد اعصبانی داد زد
"یعنیی چیی که از من بالاتری نفلههه شینهههه بهت میرسم و ازت بالا میزنممم! منتظر باششش! "
ناتسوکی خندید و گفت
"منتظرش میمونم کاتسوکی"
کریشیما دستش رو انداخت دور گردن باکوگو و گفت
"ببخشید ناتسوکیی چان باکوگو یکم..."
ناتسوکی حرف کریشیما رو قطع کرد لبخند چشم بسته ای زد،گفت
"نه مشکلی نیست من از رقابت خوشم میاد"
کریشیما چشماش درخشید و گفت
"به این میگن انرژییییی!"
میدوریا اومد کنار ناتسوکی و خیلی سر به زیر پرسید
"ببخشید ناتسوکی چان میتونم چند تا سوال ازت بپرسم؟ "
ناتسوکی لبخندی زد و گفت
"البته بپرس"
چشمان میدوریا درخشید و پر انرژی ادامه داد
" نظرت راجب یوای چیه؟چجوری انقدر نمره هات بالاعه؟روش خاصی برای درس خوندن داری؟ قدرتت چیه؟"
ناتسوکی خندید و گفت
"یکی یکی،خوب نظرم راجب یوای..."
سرش رو کج کرد و ادامه داد
" خیلی خوبه،مدیریتش بی نقصه سیستم های امنیتیش خیلی قویه،معلماش خیلی خوبن و اگه حواست به تمرینا باشه میتونی پتانسیلت رو بالا ببری"
مینا سوتی زد و گفت
" تا حالا اینطوری بهش نگاه نکرده بودم دیدت نسبت به هر مسئله ای خیلییی بازه"
ناتسوکی گونه هاش سرخ شد
"نه نه خیلیم نمیدونمم فقط...فقط...
کامیناری حرفشو قطع کرد و گفت
"قبوللل کننن سطحت بالاترهه"
میناتا گفت
"اوهوم اوهوممم! سطح زیباییت و سک"
حرفش با پس سری سِرو (همون چسب نواریه) قطع شد و سرو دستش رو بالا برد و گفت
"ببخشید ناتسوکی چان میناتا یکم منحرفه"
ناتسوکی لبخندی زد و گفت
"نه مشکلی نیست،میدوریا جواب بقیه سوالاتو میخوای؟"
میدوریا سرش رو پر انرژی تکون داد و از اون لبخندای مخصوصش زد
" البته. اگه اذیت نمیشی"
ناتسوکی گفت
"نه اذیت چی خوشحال میشم بیشتر باهات حرف بزنم"
کاتسوکی در حالی که دستاش تو جیبش بود،تچی کرد و گفت
"خفهههه شیدددد"
ایدا گفت
" باکوگو سطح حرف زدنت مثل یه پسر که یوای میره نیستت و کامللاا خارج از ادبه"
باکوگو عصبی گفت
"مننن هرطور بخوامم رفتار میکنمم"
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم خواهر دراکن____دراکن گفت"خودم میرم منتظر باشرفت توی...

سلاممم به همگی اتفاقی به یه همچین چیزی مواجه شدممم مهارتش تو...

حنای عزیزمدو ماه از روزی که دوستی قشنگمون شروع شد گذشت،ولی ر...

یه پارت بدم روحیتون عوض شهپارت پنجم_________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط