{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}




من به یک صبح
که با خنده ات آغاز شود می اندیشم؛
و به یک حبه ی قند که از کنجِ لبت بردارم؛
کاش این صبح بیاید
و اندیشه ی من رنگِ رویا نشود!


#لیلا_مقربی





❤ ️
دیدگاه ها (۱۲)

کمی از نیمه شب گذشته بود،خودم را به خواب زدم،چشم‌هایم را بست...

صبح بهانه است خورشید را، در چشمان من جستجو کن ....به وقت د...

عشق #تُ مثل هوای دم صبح استتازه‌ام می‌کند.کافیست کمی #تُ را...

دوست داشتنتمثل بوی یاس اول صبح استکه دنیا را برداشته..

همراهی شهر اندیشه با پیکر استاد ایرج

چند پارتی درخواستی

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط