کمی از نیمه شب گذشته بود،

کمی از نیمه شب گذشته بود،
خودم را به خواب زدم،
چشم‌هایم را بستم ..
اما نه خواب به سراغم می‌آمد
نه چشم‌هایم به دنبالش می‌رفت ..
تنها ،
خیال تو بود و
خیال تو بود و
خیال تو ..
که تا صبح
در سیاهیِ پشت پلک‌هایم
مرا تبدیل به دلتنگ‌ترین
آدم امشب می‌کرد ...

#علی_سید_صالحی
دیدگاه ها (۱۰)

کانال سلام صبح بخیر :خوب کن حالِ شب‌هایم را...یک شب‌بخیرِ خُ...

شب به‌خیر  رفیق...آرزو می‌کنم امشب،دلت آروم باشه مثل یه دریا...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

رها🦋 مدتی ست در ساده ترین لحظه ها کم می آورممیان تا کردن لبا...

part 9

پدرم نیست ...

Sunset in My Cup : غروب در لیوان من

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط