یادمه یه بار بهش گفتم من به درک؛

یادمه یه بار بهش گفتم من به درک؛
خودت دلت تنگ نشده یکم تصدقت بشم؟!
میخندید
موهاشو از جلو صورتش زدم کنار
گفتم جریانِ این دو تا قرنیه مشکی چیه؟!
میخندید
گفتم یعنی چی که اسمونِ شبت سفیدِ ماهش سیاه؟!
میخندید
دست کشیدم رو پوستِ سردش
خدایی جریانِ این لیلی و مجنونِ قرن 21 چیه؟!
راستی
اینکه میگن چای بمونه یخ میکنه
خاطره ها از یاد میرن
حرف ها فراموش میشن
زرِ مفتِ مگه نه؟!
گفتم چرا انقد دوست دارم؟!
میخندید
اشکم ریخت رو گونش
میخندید
میخندید
میخندید
پیشونیشو بوسیدم و گفتم
اخه من فدای عکسِ نازت بشم
که همیشه میخنده:)))
دیدگاه ها (۲۷)

پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم دخت...

#خیلی قشنگه حتما بخونیدشپسر : ضعیفه !! دلمون برات تنگ شده بو...

#خیلی قشنگه حتما بخونیدشپسر : ضعیفه !! دلمون برات تنگ شده بو...

پسر : ضعیفه !! دلمون برات تنگ شده بود ... اومدیم زیارتت کنیم...

داستان مورد علاقم.......پسر : ضعیفه !! دلمون برات تنگ شده بو...

پسر:ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود. . .اومدیم زیارتت کنیم!دختر...

پسر:ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!دختر:ت...

پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!دخت...

پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!دخت...

فرشته ها زود پرپر میشن خیلی زود 😟 😟 😟 پسر:ضعیفه دلمون برات ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط