{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۲

آبنبات با طمع لبات


ویو کوک


رفتم شرکت و کارام و کردم گوشیم زنگ خورد روش نوشته ی (( پرنسس کوچولو)) اومد جواب دادم که صدای ا/ت توی گوشی پیچید....

ا/ت: شیر موز کجایی؟

کوک: شرکتم پرنسس

ا/ت : میگما میشه برام خوراکی بخری؟

کوک:‌ آره پرنسس چرا که نه هرچی بخوای میخرم تا نیم ساعت دیگه خونه هستم باشه؟ فیلم ببین تا بیام

ا/ت: باشه شیر موز آها راستی یک مرده اومده توی خونه میگه که یکی از دوستای توعه میگه که تو گفتی برم خونه اش واقعا تو گفتی؟

کوک: چ...چی؟ کدوم مرده؟ ببین ا/ت بدو برو توی اتاقت بعد در اتاقت و قفل کن باشه؟ بیرون نیا تا بیام باشه؟ مراقب خودت باش

ا/ت:چجوری برم وقتی منو روی پاهاش نشونده

کوک: باشه باشه الان میام صبر کن


با حرف ا/ت نزدیک بود سکته کنم یعنی کیه سریع از شرکت زدم بیرون و برای ا/ت خوراکی خریدم و با تمام سرعتم رفتم خونه درو باز کردم صدای گریه ی ا/ت اومد مرده پشتش به من بود ا/ت هم روی زمین نشسته بود و گریه میکرد که........
دیدگاه ها (۶)

پارت ۳آبنبات با طمع لباتکه ا/ت تا منو دید بلند شد و با سرعت ...

پارت ۴آبنبات با طمع لباتنگاهی به اون مرده کردم خیلی آشنا بود...

ای جانن تهیونگییی

پارت ۱آبنبات با طمع لباتویو کوکمثل همیشه توی اتاق ا/ت بودم ک...

طراح عشق

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط