پارت
پارت ۱
سلام من کیم بورام هستم دختر بزرگترین مافیای کره
من ۲۰ سالمه و یه برادر بزرگتر دارم به اسم تهیونگ مامانمون مرده
بابام هم کیم بزرگ جیهیون همون طور که قبلا گفتم بزرگ ترین و معروف ترین مافیای کره
ما با خاندان جئون که بزرگترین مافیای چین هستن دشمنیم
داداشم تو کار مافیایی به بابام کمک میکنه و قرار بعد بابام جانشینش باشه
و داره به منم اسرار میکنه که برم تو این کار ولی من دوست ندارم این شغل رو
بورام: تهیونگگگگگگگ بیدار شو میخوام برم بیرون بابا نمیزاره
پاشو راضیش کن
تهیونگ: هوم چیه کجا میخوای بری
بورام: با دوستام میرم پاساژ گردی
تهیونگ: خیله خب تو برو بابا با من
بورام: واییی مرسییی داشییی جونمممم
بعد از اتاق تهیونگ اومدم بیرون رفتم اتاقم زنگ زدم به دوستم
دایون: الو بله بورام چیشد
بورام: بیا دنبالم داداشم گفت میتونی بری
دایون: عه چه خوب باشه پس من ساعت۶ میام
بورام: باشه بایییییی
بعد از خدافظی با دایون رفتم حمام اومدم دیدم ساعت۴
پس اروم اروم شروع کردم به اماده شدن اول موهامو خشک کردم بعد کرلی کرد و به یه کش جلوی موهامو بردم عقب بستم و یه سوسکی جلوی موهام انداختم و بعد یه ارایش متوسط کردم یه خیلی غلیظ و نه خیلی کم و بعد شلوارک لی ابی و یه کراپ جذب لیمویی کم رنگ و روی اون هم یه رویه سفید که تا باهای باسنم بود بای کتونی سفید و یه کیف سفید و عینکم رو هم گذاشتم روی سرم که دیدم دایون داره زنگ میزنه
بورام: بله
دایون بیا پایین
بورام: باشه اومدم
رفتم پایین
باباش: کجا
بورام: با دوستم میرم بیرون
تهیونگ: بابا من گذاشتم بزاز بره
باباش: قبل ۱۰ خونه باش
بورام: چشم بابا جونم
با بابام بای بای کردم به تهیونگ بوس هوایی فرستادم و رفتم پایین
دایون: خانوم کیم چه زیبا شدید
بورام: بله خانوم مین شما هم خیلی جذاب شدید
بعد بورام و دایون سوار ماشین سدن و راه افتادن سمت پاساژ
۲ ساعت بعد
بعد از کلی پاساژ گردی رفتیم خرید هامون رو گذاشتیم داخل ماشین
دایون: بورام میگم ساعت۸ میای تا ۱۰ بریم بار
بورام: اره پایتم ولی بابامو داداشم اگه بفهمن چی
دایون: نه زیاد نخور از کجا میخوان بفهمن اخه
بورام: باشه
باهم رفتیم داخل بار وارد که شدیم بوی الکل و سیگار خورد تو صورتم با دایون رفتیم یه گوشه نشستیم و ویسکی سفارش دادیم
من همینجوری داشتم پشت سر هم میخوردم و اصلا حواسم به خونه بابام و داداشم نبود مست مست بودم که یکی اومد سمتم و گفت
؟ به به سلام خانوم کیم شما کجا اینجا کجا
بورام: تو کی هستی(مست )
؟ حالت الان خوب نیست بیا بریم خونه میفهمی(بم)
بورام مست بود پس باهاش رفت
داخل ماشین بودن و داشتن از شهر خارج میشدن
بورام: بزن کنار دارم بالا میارم
اقای؟ زد کنار و بورام پیاده شد بالا اورد و اقای؟ بهش اب داد و دوباره نشستن داخل ماشین که بورام خوابش برد
ادامه پارت بعد
سلام من کیم بورام هستم دختر بزرگترین مافیای کره
من ۲۰ سالمه و یه برادر بزرگتر دارم به اسم تهیونگ مامانمون مرده
بابام هم کیم بزرگ جیهیون همون طور که قبلا گفتم بزرگ ترین و معروف ترین مافیای کره
ما با خاندان جئون که بزرگترین مافیای چین هستن دشمنیم
داداشم تو کار مافیایی به بابام کمک میکنه و قرار بعد بابام جانشینش باشه
و داره به منم اسرار میکنه که برم تو این کار ولی من دوست ندارم این شغل رو
بورام: تهیونگگگگگگگ بیدار شو میخوام برم بیرون بابا نمیزاره
پاشو راضیش کن
تهیونگ: هوم چیه کجا میخوای بری
بورام: با دوستام میرم پاساژ گردی
تهیونگ: خیله خب تو برو بابا با من
بورام: واییی مرسییی داشییی جونمممم
بعد از اتاق تهیونگ اومدم بیرون رفتم اتاقم زنگ زدم به دوستم
دایون: الو بله بورام چیشد
بورام: بیا دنبالم داداشم گفت میتونی بری
دایون: عه چه خوب باشه پس من ساعت۶ میام
بورام: باشه بایییییی
بعد از خدافظی با دایون رفتم حمام اومدم دیدم ساعت۴
پس اروم اروم شروع کردم به اماده شدن اول موهامو خشک کردم بعد کرلی کرد و به یه کش جلوی موهامو بردم عقب بستم و یه سوسکی جلوی موهام انداختم و بعد یه ارایش متوسط کردم یه خیلی غلیظ و نه خیلی کم و بعد شلوارک لی ابی و یه کراپ جذب لیمویی کم رنگ و روی اون هم یه رویه سفید که تا باهای باسنم بود بای کتونی سفید و یه کیف سفید و عینکم رو هم گذاشتم روی سرم که دیدم دایون داره زنگ میزنه
بورام: بله
دایون بیا پایین
بورام: باشه اومدم
رفتم پایین
باباش: کجا
بورام: با دوستم میرم بیرون
تهیونگ: بابا من گذاشتم بزاز بره
باباش: قبل ۱۰ خونه باش
بورام: چشم بابا جونم
با بابام بای بای کردم به تهیونگ بوس هوایی فرستادم و رفتم پایین
دایون: خانوم کیم چه زیبا شدید
بورام: بله خانوم مین شما هم خیلی جذاب شدید
بعد بورام و دایون سوار ماشین سدن و راه افتادن سمت پاساژ
۲ ساعت بعد
بعد از کلی پاساژ گردی رفتیم خرید هامون رو گذاشتیم داخل ماشین
دایون: بورام میگم ساعت۸ میای تا ۱۰ بریم بار
بورام: اره پایتم ولی بابامو داداشم اگه بفهمن چی
دایون: نه زیاد نخور از کجا میخوان بفهمن اخه
بورام: باشه
باهم رفتیم داخل بار وارد که شدیم بوی الکل و سیگار خورد تو صورتم با دایون رفتیم یه گوشه نشستیم و ویسکی سفارش دادیم
من همینجوری داشتم پشت سر هم میخوردم و اصلا حواسم به خونه بابام و داداشم نبود مست مست بودم که یکی اومد سمتم و گفت
؟ به به سلام خانوم کیم شما کجا اینجا کجا
بورام: تو کی هستی(مست )
؟ حالت الان خوب نیست بیا بریم خونه میفهمی(بم)
بورام مست بود پس باهاش رفت
داخل ماشین بودن و داشتن از شهر خارج میشدن
بورام: بزن کنار دارم بالا میارم
اقای؟ زد کنار و بورام پیاده شد بالا اورد و اقای؟ بهش اب داد و دوباره نشستن داخل ماشین که بورام خوابش برد
ادامه پارت بعد
- ۱۱۷
- ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط