{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
Part21

||ته:اوه تحریک شدم بیبی

کوک:نه تروخدا من امادگیشو ندارم هر وقت تونستم بهت میگم

ته:باشه ولی باید ببینم چیکار میکنی||

کوک:باشه فردا کی میرین

ته:سوئیس ساعت 1ظهرر

کوک:باشه منم سعی میکنم تا فردا اماده شم میخوام برم دوش بگیرم

ته:کجاا تو نمیتونی فعلا دوش بگیری

کوک:اونوقت چرااا نمیتونم

ته:عمل داشتی یه هفته تو کما بودی توجه کن

کوک:وایی خوب من میخوام برم دوش بگیرمم

ته:نميشه زخمت عفونت میکنه بد میشه

کوک:باشه

ته:پاشو بریم شام بخوریم حاضره

کوک:باشه تا میخواستم وایسم درد بدی تو شکمم پی چید و اخی از دهنم بیرون رفت

ته:خوبیی کوک‌

کوک:اره بریم
رفتیم پایین و به کمک ته روز صندلی نشستم که تو ذهنم جیمین اومد

کوک:جیمین کجاست

ته:با یونگی رفت خونشون

کوک:یونگی جیمین و دوست داره

ته:اره
کوک دهنت کثیف شده

کوک:عااا کجاش

ته:وایسا بیام رفتم لبم و گذاشتم رو لبش و تمیزش

ته:بیا تمیز شد عین گللل

کوک:خیلی بیشعوری

ته:میتونم امگا موردعلاقمو ببوسمم

کوک:خجالت بکش مرد حسابیی
که زنگ در خورد

ته:اجوما کیه این موقع شب

اجوما:خوب کسی نیستین
یه بسته هست برای کوک

ته:خوب بیار ببينم
بسته رو بازش‌کردم از طرف جیمین شیی بود

کوک:ته بدش به مننن

ته:نه باهم میبینیم

کوک:خیلی‌اروم از دستش گرفتم و رفتم دویدم سمت اتاق در و قفل کردم
دیدگاه ها (۰)

اونـ_مالـ_منهـPart22و رفتم تو اتاق نشستم رو تخت بسته رو باز ...

#اونـ_مالـ_منهـPart20کوک:ته بغلم کرد و حواسش به زخمم هم بود ...

#چرا -من PART10ته یعنی اگه بترسه یا استرس بگیره بیهوش میشه ...

#اونـ_مالـ_منهـpart 3 کوک: خیلی خسته بودم اومدم تو اتاقم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط