𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟑
نه ماه بعد...
ارتش به پایتخت بازگشت.
یونا در باغ بود که صدای اسبها را شنید.
میان سربازان، چهرهای آشنا دیده میشد.
«جیمین!»
با تمام سرعت دوید.
جیمین از اسب پایین آمد.
خواهرش را محکم در آغوش گرفت.
«کوچولوی من.»
یونا با گریه خندید.
«خیلی دیر کردی!»
جیمین موهایش را بههم ریخت.
«هنوز هم همون دختر شلوغی.»
اما وقتی فهمید یونا همسر پادشاه شده...
لبخندش آرام آرام محو شد.
جیمین از یونگی میترسید.
اما از آن بیشتر نگران یونا بود.
یک شب به پادشاه گفت:
«اگر خواهرم را ناراحت کنید، اعلیحضرت بودن شما برای من اهمیتی ندارد.»
همهی سربازها خشکشان زد.
یونگی فقط نگاهش کرد.
بعد گفت:
«اگر ناراحتش کنم، حق داری.»
جیمین انتظار چنین جوابی را نداشت.
از آن شب به بعد...
رابطهی جیمین و یونگی عجیب شد.
دو مردی که هیچوقت فکر نمیکردند بتوانند به هم اعتماد کنند، کمکم برای محافظت از یونا کنار هم قرار گرفتند.
𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟑
نه ماه بعد...
ارتش به پایتخت بازگشت.
یونا در باغ بود که صدای اسبها را شنید.
میان سربازان، چهرهای آشنا دیده میشد.
«جیمین!»
با تمام سرعت دوید.
جیمین از اسب پایین آمد.
خواهرش را محکم در آغوش گرفت.
«کوچولوی من.»
یونا با گریه خندید.
«خیلی دیر کردی!»
جیمین موهایش را بههم ریخت.
«هنوز هم همون دختر شلوغی.»
اما وقتی فهمید یونا همسر پادشاه شده...
لبخندش آرام آرام محو شد.
جیمین از یونگی میترسید.
اما از آن بیشتر نگران یونا بود.
یک شب به پادشاه گفت:
«اگر خواهرم را ناراحت کنید، اعلیحضرت بودن شما برای من اهمیتی ندارد.»
همهی سربازها خشکشان زد.
یونگی فقط نگاهش کرد.
بعد گفت:
«اگر ناراحتش کنم، حق داری.»
جیمین انتظار چنین جوابی را نداشت.
از آن شب به بعد...
رابطهی جیمین و یونگی عجیب شد.
دو مردی که هیچوقت فکر نمیکردند بتوانند به هم اعتماد کنند، کمکم برای محافظت از یونا کنار هم قرار گرفتند.
- ۴.۶k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط