نگارم من به هجرت میرم امشب

نگارم‌ من به هجرت میرم امشب
چونان پروانه دورت سوزم امشب

تمام کوی و برزن دل همی رفت
سحر شد در پی تو بودم امشب

دلم ‌پیمانه از جام دلت خواست
ندانستم که جام زهر است امشب

من هرگز جز به تو عاشق نگشتم
که آن پیمانه‌ام خالی شد امشب

رفیقم با رقیبان رفت و تنهام
جدایی در دلم بگذاشت امشب

چه‌خوش بودم من‌ازدیدارت ای‌یار
ولی در هجر تو مجنونم امشب

به دل‌گفتم که تو معشوقه دانی
بگفت از هجر او بیمارم امشب
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۳)

بانو به خدا عاشق تو حوصله دارد اما به دل از عشق شما...

می‌سوزم و‌ گر دل ندهی جان بدهماز هجر به دست تو تن عریان بد...

دل‌ سوخته محفل یاریم و بدانیما جمله به‌‌ مهر تو اسیریم و ...

ای عشق مرا به حال خود وا مگذارمست می‌کن و با درد مرا وا مگذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط