دل سوخته محفل یاریم و بدانی

دل‌ سوخته محفل یاریم و بدانی
ما جمله به‌‌ مهر تو اسیریم و بدانی

از گرمی عشق تو زدیم بر دل بیمار
دل در گرو وصل جمالیم و بدانی

گر پیر وخراباتی و رندانه گذشتیم
ما چشم به‌دیدار توبستیم و بدانی

عمریست‌که‌درمیکده‌بایادتو‌مستیم
درهجر توصدباده‌شکستیم‌و بدانی

هرچند ندا قافیه‌هارابه‌هم انداخت
دروصف‌غزل‌هاکه‌‌نخواندیم‌وبدانی
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۱۰)

نگارم‌ من به هجرت میرم امشب چونان پروانه دورت سوزم ...

بانو به خدا عاشق تو حوصله دارد اما به دل از عشق شما...

ای عشق مرا به حال خود وا مگذارمست می‌کن و با درد مرا وا مگذا...

درقلب من ‌عشق تو بود و یاد فردادستم‌ به‌ گیسوی تو بود و پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط