به تو عزیز من که بسیار خستهای و قلبت در آتش است و حس ...

به تو، عزیز من، که بسیار خسته‌ای و قلبت در آتش است و حس می‌کنی بیش از حد زنده بوده‌ای:
تو قبلا هم این‌جا بوده‌ای. از شب‌های بد قبلی هم رد شدی، نه به سلامت و نه بدون زخم اما سربلند.
نترس. گریه‌هایت را که کردی، به جنگی برگرد که می‌خواهی بخشی از آن باشی، نه الزاما برنده‌اش. به زندگی. به دوباره ساختن خودت از بقایای درهم‌شکسته وجودت.
عزیزم کسی به کمک ما نخواهدآمد، اما حالا که این‌جاییم بیا برقصیم. عیبی ندارد که مارش عزا برای جشن زندگی موسیقی مناسبی نیست، لابد ما به این جشن دعوت نبوده‌ایم.

ادامه بده، نه چون جنگجو یا قوی یا شکست ناپذیری. ادامه بده، فقط برای این که زندگی مزخرف و جان‌کاه است، اما فقط همین یک‌بار فرصتش را داریم.
همین.
#حمید_سلیمی

⁨ ⁨
دیدگاه ها (۰)

آدم ها همیشه نوازش را به دست ها محدود می‌کنند به جسم‌ و تن ا...

با آدم‌ها مهربان باش، تو نمی‌دانی ولی شاید همین‌ لحظه از رنج...

با تو قدم بزند..با تو برقصد.. تو را ببوسد در آغوشت بگیرد.. ب...

در حقیقت آدمی،در یک سکانس از زندگی اش گیر میکند!و بعد دیگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط