{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میهمانم کن

میهمانم کن
به نوشیدن
پیاله ای چای
به لمس بوسه ای دلبرانه
بگذار گرمی آغوش زنانه ات
مصون دارد آرزوهایم را
از وزش باد خزان
بمان
که برایم زندگی
لمس تماشای چشم های توست
دیدگاه ها (۰)

‌ ‌ مگه میشه تو رو داشت تو رو دید با تو حرف زد و بهشت رو رو...

دست غیری زلف دلبر شانه کردهدر گلویم بغض تلخی لانه کرده #اریو...

دیدمت در راه اما دست درست رقیبقندخون افتاد از این کارت حبیبج...

صــبــح اســت وازل بــررخ مــهتــاب، دمــیــدہ اســتــمــایـ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

پارت بیستم ویکسه هفته بعدزایمان سخت بود. آت شانزده ساعت درد ...

Covenant of Blood and Silk

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط