{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنم

من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنم
یا که با خودخواهیم از زندگی سیرت کنم

هی نمک می ریختم با بیت بیت هر غزل
تا که با شعر خودم شاید نمک گیرت کنم

خواب خوب هرشبم بودی گمان کردم که تو
مال من هستی اگر هرجور تعبیرت کنم

گاه عاشق بودی گاهی بلای جان من
خوب یا بد نمیدانم چه تعبیرت کنم

من فقط میخواستم مال خودم باشی همین
من فقط میخواستم پای خودم پیرت کنم…
دیدگاه ها (۵)

به دریا زد دلم، می دانم آسان بر نمی گرددکه این کشتی به حکم ب...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

منم و تلخیِ دلدار، ولی میخندممنم و سینه ی بیمار، ولی میخندمم...

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمتبر سینه می فشارمت، اما ندارمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط