ارواح

ارواح🖤

پارت 17

ویو آ۰ت: بعدزین که گفتم اره لبامو گذاشتم رو لباشو ایندفعه بوسه طولانی رو شروع کردم که یهو در اتاق باز شد اون کسی نبود جز میرا

میرا : داشتین همدیگرو میبوسیدین 😐

آ۰ت: خب راستش اره

میرا : اشکال نداره

جین : برای چی اومدی

میرا : خواستم ببینم اتاق تمیز کردنتون تموم شد

آ۰ت: اره تموم شد

میرا : خواستم یه چی بهتون بگم

جین: چیی

میرا : دیگه نزدیکه مهمونا بیان

آ۰ت: مگه ساعت چنده

میرا : ساعت ۷:۵۹ دقیقس

جین : پس من برم اتاقم تا اماده بشم

ویو آ۰ت: وقتی که جین رفت میرا هم رفت اتاقش تا اماده بشه منم نشستم روبه رویه اینه و یه ارایش لایت کردمو از کمد لباسام یه لباس پوشیدم

ویو میرا : وقتی که رفتم اتاقم نشستم روبه رویه اینه و یه ارایش کیوت کردمو از کمد لباسم یه لباس قشنگ پوشیدمو رفتم توی حال که جیهوپ دیدم رفتم سمتش

جیهوپ : عه میرا باید یه چی بهت بگم من تورو خیلی دوست دارم ولی پدر بزرگم اجبارم کرده که با دختر عموت ازدواج کنی

میرا : درکت میکنم ( با ناراحتی

ویو جیهوپ : میخواستم حرف بزنم که یهو زنگ خونه به صدا در اومد

میرا : من برم درو باز کنم

ویو میرا : وقتی که درو باز کردم با عمو و دختر عموی و زن عموی جیهوپ رو به رو شدم که کم کم تهیونگ و آ۰ت وجین هم اومدن و احوال پرسی کردن

ویو میرا : هانا چه دختر نچسب و زشتی بود( توی دلش )

ویو آ۰ت: بعدز احوال پرسی پارتی شدید ی شروع شد دوستای جیهوپ و ۰۰۰ بودن

ویو لیسا : نشسته بودم روی صندلی که تهیونگ گفت

تهیونگ : لیسا با من رقص میکنی

لیسا : اره


خلاصه بچه ها لیسا و تهیونگ و جین و آ۰ت و میرا و جیهوپ همه میرقصن
دیدگاه ها (۰)

ارواح 🖤پارت 18ویو میرا : نشسته بودم پیش لیسا که جیهوپ چونمو ...

ارواح 🖤پارت 19جیهوپ : چرا داری گریه میکنی میرا : هیچی دلم بر...

ارواح 🖤پارت 15ویو میرا : وقتی که ناهار تموم شد رفتم تو اتاقم...

ارواح 🖤پارت 14ویو لیسا : رفتم دم در اتاق آ۰ت و در زدم آ۰ت: ک...

love Between the Tides¹⁸ ا/ت خیلی احساس ترس تو خونه ی تهیونگ...

خوندن بدون لایکو کامنت حرامه.you and me P20که ناگهان تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط