شب بودپسری تصادف کردخون زیادی ازش رفته بودلحظه های آ
شب بودپسری تصادف کرد....خون زیادی ازش رفته بود،لحظه های آخرش بود،گوشیشو برداشت،نوشت:میای بریم؟
یکی ارسال کردبه رفیقش یکی واسه عشقش،
عشقش جواب داد:دیوونه شدی این موقع شب بگیربخواب.بای
رفیقش جواب داد:کجا؟تنهانریا وایسامنم بیام....
پسرلبخندی زدوچشاشوبست....
سلامتی هرچی رفیق بامرامه!!!
یکی ارسال کردبه رفیقش یکی واسه عشقش،
عشقش جواب داد:دیوونه شدی این موقع شب بگیربخواب.بای
رفیقش جواب داد:کجا؟تنهانریا وایسامنم بیام....
پسرلبخندی زدوچشاشوبست....
سلامتی هرچی رفیق بامرامه!!!
- ۷۱۴
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط