{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part 22

part 22

تهیونگ.نه حتی حرفشم نزن من حتی به اون زره ای علاقه ندارم
مین هی.ولی مادرت
(یک چیزی این دو ایستاده رو به روی همی)
تهیونگ.یک‌ راه حلی براش پیدا میکنم
مین هی. حق با مادرته...
تهیومگ.لطفا در دربارش حرف نزن
مین هی.بهدحرف هام گوش کن من فقط یک بانوی قصر سادم و تو ولیعهدی تو باید با یونگ جه...
حرفم با فرود اومدن لبش روی لبم نصفه موند
تهیونگ.لطفا امشب دربارش حرف نزن فقط یک شب رویایی رو بیا بسازیم(با صدای آروم)
و این دو مشغول بوسیدن همدیگه میشن
(خب ادامش با ذهن خودتون 🤭😂)
فردا صبح
مین هی.از خواب بلند شدم که دیدم تو دست دور کمرم حلقه شده آروم بلند شدم و لباسامو پوشیدم
تهیونگ.داری میری (خواب آلود)
مین هی.اره میرم
تهیونگ.بزار منم بیام
مین هی.نه تو بخواب من باید زود برگردم
تهیونگ.مطمعنی
مین هی.اره
تهیونگ.مراقب خودت باش
مین هی.باشه
داشتم قدم میزدم. که یک چیزی توی سرم کوبیده شد و دیگه نفهمیدم چیشد
چشم هامو باز کردم من کجام
دیدگاه ها (۱)

part 23ملکه. توی اتاق مخفی هستیمین هی.ملکه!!ملکه.امیدوارم د...

پارت آخر فصل اولهفته بعدمین هی.امروز صبح بدترین روز زندگیم ه...

part 21اقامتگاه تهیونگتهیونگ.چرا نمیاد آخه ندیمه.عالیجناب با...

نامجون شی مبارک هر آرزویی براش دارید زیر این پست کامنتش کنید...

~سرنوشت من چیست~پارت دهمادامه...ویو جیمینوقتی وسایل شوگا رو ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: دوم شروع فیک مین جی: از خواب بی...

~سرنوشت من چیست~پارت سیزدهمادامه...ویو جینوقتی بیدار شدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط