{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق صورتی من پارت/p4

عشق صورتی من پارت/p4

ویو آنیا

رسیدیم بکی منو دامیان بیدار کرد گفت

بکی: هی مرغ های عاشق پاشید رسیدیم
آنیا دامیان: ما عاشق هم نیستیم
بکی: باش بابا

ویو نویسنده

رسیدن و از اوتوبوس پیاده شدن چادر هارو درست کردن و آنیا رفت سمت گل های که پست جلد بود داشت از اونا عکس می‌گرفت که مکس اومد پیش آنیا

مکس: هی خانوم خوشگل تنهایی
آنیا: چی میخوای
مکس: شاید ازت یه بوس بخوام
آنیا: چی هطا فکرشم نکن

مکس آنیا رو چصبوند به درخت میخواست اینارو به زور ببوس که آنیا داد زد
آنیا: ولم کن کمککککککککک

ویو دامیان داشتم دنبال آنیا می‌گشتم که صدای جیغ آنیا رو شنیدم رفتم سمت صدا


خب اینم از پارت ۴ اگه همایت نکنید دیگه پارت نمیدم 💔😭
دیدگاه ها (۴)

کسی اسم این انیمه رو میدونه ✨🎀

الان ساعت ۴:۳۸ دقیقه ست من نخوابیدم 😁😁جغد های عزیز می‌خوایم ...

کائوروکو چقدر ناناس 🎀✨

خب بپرسید لایک یادتون نره ممنون 🎀😘✨

ازدواج با توپارت 7 هفتمذهن آنیااز روزی که اومدم به امارت 3 ر...

ازدواج با توپارت دوم 2از اون قضیه 5 یا 6 ماه گذشتهاز اتوبوس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط