زیبایی زمرد
زیبایی زمرد
پارت 2
انیا با بکی داشتن می رفتن که یهو
دیدن رزا و مکس سر جای اونا نشستن
(نکته اونا همون کلاست و اول مهره😭 مثلا و فقط بکی انیا و دمیان همو میشناسن و دمیان زود تر از انیا بکی سر کلاس امد)
بکی : هوی از سر جای ما پاشین
رزا : به تو چه مگه مالک اینجایی
دامیان از سر جاش بلند شد و رفت سمت رزا و بالا سر رزا وایساد و مکس هم اون بغل هاجو واج وایساده بود
رزا سره شو بر گر دوند تا دامیانو دید چسبید بهش
رزا : وای پس تو دامیان دزموندی همونقدر که می گفتن جذابو خوش تیپی
(واکنش نویسنده:😑😑)
دامیان: هی اونا از اول اینجا نشسته بودن
رزا : دمیان ولی...
دمیان حرفشو قطع کرد
دامیان: ولی بی ولی
رزا و مکس رفتن دوتا میز بالا تر از انیا و بکی نشستن
مکس فعلا جرعت نداشت که چیزی بگه ولی با اینکه انیا رو نمیشناخت از اول چشمش از انیا بر نمیداشت شانسم داشت دمیان اونو ندید😑
خب نظر😁😁 ✌️😈✌️
پارت 2
انیا با بکی داشتن می رفتن که یهو
دیدن رزا و مکس سر جای اونا نشستن
(نکته اونا همون کلاست و اول مهره😭 مثلا و فقط بکی انیا و دمیان همو میشناسن و دمیان زود تر از انیا بکی سر کلاس امد)
بکی : هوی از سر جای ما پاشین
رزا : به تو چه مگه مالک اینجایی
دامیان از سر جاش بلند شد و رفت سمت رزا و بالا سر رزا وایساد و مکس هم اون بغل هاجو واج وایساده بود
رزا سره شو بر گر دوند تا دامیانو دید چسبید بهش
رزا : وای پس تو دامیان دزموندی همونقدر که می گفتن جذابو خوش تیپی
(واکنش نویسنده:😑😑)
دامیان: هی اونا از اول اینجا نشسته بودن
رزا : دمیان ولی...
دمیان حرفشو قطع کرد
دامیان: ولی بی ولی
رزا و مکس رفتن دوتا میز بالا تر از انیا و بکی نشستن
مکس فعلا جرعت نداشت که چیزی بگه ولی با اینکه انیا رو نمیشناخت از اول چشمش از انیا بر نمیداشت شانسم داشت دمیان اونو ندید😑
خب نظر😁😁 ✌️😈✌️
- ۱۲۴
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط