{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۷۳





شب:

یک تیپ زدم خواهر شوهر پسند.
ساحلیه کرم؛ صندل زدکره ای؛ اکس اسوری طلایی و شال آبی کمرنگ. با یک میکاپ فوق العاده زیبا با تناج گرم.
m****
توی ماشینیم و داریم میریم به سمت کافه ی حقیقت. با متین جلوی در روبرو شدم یک گوش مالی بهش دادم که حساب کار بیاد دستش دیگه نره بی من دوست دختر پیدا کنه. با یاد آوری نیم ساعت پیش نیشم تا بناگوش باز میشه:

فلش بک🎼:

متین: دیانا ولمکن غلط کردم.

دستم رو محکم تر میکنم و به گوشش پیچی میدم.

دیانا: معلومه که غلط کردی. آقا میره واسهمن دوست دختر پیدامیکنه.
حالا که حصابی گوش مالیت دادم میفههمی باید چه دپیت دختری بگیری.

متین: دیاناااا آییی.... به خدا ببینیش عاشقش میشه. خیلی خشگله. موی مشکی چشم سیاه.......

با حرفم حرفش رو قطع میکنم:

دیانا: ناخون سیاه واهو واهو واه..

خودم از خرفم حندم میگیره...
.........؟...........؟.........
دیدگاه ها (۰)

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۴نگاهم به متین بیوفته که از خنده قرمز ش...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۶یک کت کرم رنگ پوشیده روی تیشرت سفیدش. ...

دابسمش دیانا و مرسلی. ❤به نگاه مرسلی و دیانا نگاه کنید.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط