{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۷۶





یک کت کرم رنگ پوشیده روی تیشرت سفیدش. ماشلوار ماراکشی که خاکی رنگ. و کتونی کمرم. موهاش رو صاف کرده و به بالا شانه زده و از صدقه سریه ی ژل مو موهاش برق میزنه.
ژل موهاش رو خالی کرده رو موهاش آقا گاوه!........




***

هنوزم باورم نمیشه! نیکا؟ متین؟ نیکای خودمون؟ نیکای عمارت آقای کاشی؟
بله! درسته متوجه شدید نیکای خودمون بود. نیکای عمارت عش...

وجدان: عشق؟
دیانا: عشق چ.. ی؟
وجدان: نیکای عمارت عشقتون؟
دیانا: چرتوپرت نگوو..
وجدان: خودت گفتی به من ربطی نداره.
دیانا؛ خب راستش.... نه...
وجدان: الکی نگو.
دیانا: الکی نمیگم.. اصلا چه دلیای داره به تو الکی بگم؟
وجدان: خودت رو نمیتونی گول بزنی.
دیانا: من خودم رو گول نزدم.
وجدان؛ کاملا مشخصه.
دیانا: برو باباااااا....

داشتم میگفت....
.........؟...........؟.........
دیدگاه ها (۱)

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۷واقعا وقتی نیکا رو دیدم باورم نمیشد. ت...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۸دیانا: خجالت نمی کشید جلو من این کارو ...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۴نگاهم به متین بیوفته که از خنده قرمز ش...

رمان گناه عشق❌🍷پارت:۷۳شب: یک تیپ زدم خواهر شوهر پسند. ساحلیه...

ببخشید دیر شد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط