{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز های زیادی گذشت

روز های زیادی گذشت
و شب های بسیاری گریستم
تا یاد گرفتم ...
زندگی همیشه هم لبخند نمیزند
که آنهایی ک در خوشی هایت همراهت میخندند
در روز گرفتاری کنار مینشینند
و فقط نگاه میکنند...
که عمیق ترین جراحات
توسط نزدیک ترین ها به جان آدم مینشیند...
روزهای بسیاری گذشت
و شب های بسیاری گریستم
تا یادگرفتم زندگی همیشه هم آرام نیست
"و"
کنایه هاییست در این زندگی
که فرو میریزدت....
دیدگاه ها (۲)

بیخــودی مظـلوم مـــی خوانند . . ‌‌.او را شــاعـــــــران . ...

جـز مــــــــرگ . . ‌.که آخرین رفـیـق مـا بــود . . ‌.ایــن ...

آدم ها همان جایی که رها شده اند منتظر نمی مانند.بر می گردند ...

گاهی دلم میخواهد یک بیمار توهمی باشم یا اینکه فراموشی بگیرم…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط