آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁸⁶
ویو ات
آنا قشنگ خونه رو مرتب کرده بود و میز رو پر از تنقلات چیده بود
ات:آنا چه کردی
خنده ای کرد
ات:گشنمهههه
آلیسا:منم
آنا:صبر کنید بچه ها بیان باهم صبحونه بخوریم
همون لحظه زنگ در صدا خورد
آنا:فک کنم اومدن
آنا به سمت در رفت و در رو باز کرد
جین:اوه همزاد من سلام
آنا:اوه جین همزاد عزیزم سلام
همه خنده ای کردیم و با بقیه سلام کردیم و خوشامد گفتیم
جین:خب خب،امروز قراره بترکونیم
جیمین: عالیه
آنا:خب بچه ها با صبحونه شروع میکنیم
ما تازه چشممون به میز صبحانه ای که آنا بی نقص چیده بود افتاد
همه:واو
ویو آنا
از خوشحال شدن بچه ها منم خوشحال شدم
آنا:بچه ها بشینید
همه نشستند و مشغول شدن
ویو بعد از صبحونه
آنا:نههه،نمیزارم شماها جمع کنید
یونگی:ولی ما میخوایم جمع کنیم
آنا:نهههه نمیزارمممم
جین:تهیونگ بیا اینو بگیر(داد)
تهیونگ داشت به سمتم میومد که انگشت اشارمو سمتش گرفتم و چشامو ریز کردم
آنا:تهیونگ نهه!تو باید....
نزاشت حرفمو کامل بگم که
ادامه دارد....
پارت⁸⁶
ویو ات
آنا قشنگ خونه رو مرتب کرده بود و میز رو پر از تنقلات چیده بود
ات:آنا چه کردی
خنده ای کرد
ات:گشنمهههه
آلیسا:منم
آنا:صبر کنید بچه ها بیان باهم صبحونه بخوریم
همون لحظه زنگ در صدا خورد
آنا:فک کنم اومدن
آنا به سمت در رفت و در رو باز کرد
جین:اوه همزاد من سلام
آنا:اوه جین همزاد عزیزم سلام
همه خنده ای کردیم و با بقیه سلام کردیم و خوشامد گفتیم
جین:خب خب،امروز قراره بترکونیم
جیمین: عالیه
آنا:خب بچه ها با صبحونه شروع میکنیم
ما تازه چشممون به میز صبحانه ای که آنا بی نقص چیده بود افتاد
همه:واو
ویو آنا
از خوشحال شدن بچه ها منم خوشحال شدم
آنا:بچه ها بشینید
همه نشستند و مشغول شدن
ویو بعد از صبحونه
آنا:نههه،نمیزارم شماها جمع کنید
یونگی:ولی ما میخوایم جمع کنیم
آنا:نهههه نمیزارمممم
جین:تهیونگ بیا اینو بگیر(داد)
تهیونگ داشت به سمتم میومد که انگشت اشارمو سمتش گرفتم و چشامو ریز کردم
آنا:تهیونگ نهه!تو باید....
نزاشت حرفمو کامل بگم که
ادامه دارد....
- ۳۷۹
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط