{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را در بهت چشمانم چه زیبا دیدمت امروز

تو را در بهت چشمانم چه زیبا دیدمت امروز
دلم بی تاب چشمت شد همان تا دیدمت امروز
به دنبال تو من در آسمان یک عمر می گشتم
نمی شد باورم وقتی که اینجا دیدمت امروز
دلم در حسرت و تنها ، زبانم خسته از من ها
نمی دانم چرا خوبم که من، ما دیدمت امروز
نگاهت آیتی از حق ، دو چشمت کافر کفرست
در آن سیمای روحانی، خدایا دیدمت امروز
چه زیبا دیدمت آنروز و زیباتر شدی هر روز
دلم یکباره مجنون شد که لیلا دیدمت امروز

دل تنهای پر دردم محبت را عطش دارد
بیا و مهربانم شو که دریا دیدمت امروز
دیدگاه ها (۲)

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمیرم...

عاقبت عشقت به قلبـــم هم اصابت می کند عاشقی مُسریست,یک روزی ...

تو فقط باشحال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ...نه راه ر...

سینه ام را غرق غم کردی و میگویی بروبـر دلـم درمـان هر دردی و...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط