{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو فقط باش

تو فقط باش
حال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ...
نه راه رفتن روی برگ پاییزی ،
نه نشستن کنار ساحل دریا ...
و نه هیچ ...
حال من با تو خوب است ،
حتی در یک آلونک چوبی
که باران از سقفش به درون میچکد ...
تو فقط باش ،
مرا همین بس که روشنایی شب های تارم ،
برق چشمان تو باشد ...
دیدگاه ها (۹)

تو را در بهت چشمانم چه زیبا دیدمت امروز دلم بی تاب چشمت شد ه...

فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمیرم...

سینه ام را غرق غم کردی و میگویی بروبـر دلـم درمـان هر دردی و...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

، ☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆دست نوشته مورنا☆⋆。𖦹°‧★⋆. ୨୧˚⋆پس از رفتن «ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط