{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت [18]
ا/ت:خب تهیونگ برو دیگه بیرون میخوام بخوابم
تهیونگ:بزار منم پیش تو بخوابمم لطفا
ا/ت:نع نع نع برووو
تهیونگ:باشه خیلی بدی شب بخیر
ا/ت:شب بخیر
(چند مین بعد ازین که خواب بودن بارون اومد و رعدو برق زد ا/ت جیغ زد رفت بیرون تویه اتاق تهیونگ)
ا/ت:تهیونگاااا
تهیونگ:چیشده؟(باصدایه خوابالو)
ا/ت:تهیونگ میترسن از رعدو برققق
تهیونگ:بیا پیش من بخواب
ا/ت:اومممم باشه(خب راهی نداری ا/ت مجبوری قبول کنی😂😂)
[از دید راوی] تهیونگ پتورو میزنه کنار دستاشو باز میکنه ا/ت بره بغلش
ا/ت هم دستاشو جم میکنه میره بغل تهیونگ تهیونگ بغلش میکنه و پتو میندازه و میخوابن


فردا صبح
ا/ت:(خمیازه میکشه یهو میبینه بغل تهیونکه جیغ میزنه)
تهیونگ:میپره از خواب....چته زهرم ترکیدد
ا/ت:من اینجا چیکار میکنممم
تهیونگ:دیشب ترسیدی
ا/ت:آها (بعد بلند شد یهو رگ گردنش گرفت ) بلند داد زد گفت آییی
تهیونگ:چیشد؟
ا/ت:رگ گردنم گرفت
تهیونگ:بیا برات ماساژ بدم
ا/ت:نمیخوام.......



ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱)

پارت[19]تهیونگ:بعد اگر دوباره بگیره چی؟ا/ت:خب باشه تهیونگ:مو...

پارت [20]تهیونگ خب لباس امشب چیمیپوشی؟ا/ت:اوم نمیدونمتهیونگ:...

ادامه ی پارت ۴۹ا.ت:خب وایسا جیمین برو اون میله رو محکم بگیرح...

پارت ۴۹ا.ت:جیمین رو از خودش جدا میکنه بلند میشها.ت:چیشده؟پیل...

خون آشام پنهان ۱۹

پشیمان ۶

سناریو چانp2(به خاطر اینکه زیاد میشه و إپلود نمیشه مجبور شدم 2 پارتیش کنم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط