{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴۹
ا.ت:جیمین رو از خودش جدا میکنه بلند میشه
ا.ت:چیشده؟
پیلدو:تمام سلول های ما پر شده و جایی واسه ی این پسره نداریم
ا‌.ت:خب منتقلش میکنیم سئول
پیلدو:تماس گرفتم اونا هم جایی ندارن خونه ی منم پُره
ا.ت:خب من چه غلطی کنم حالا؟نمیتونم بزارم بره
پیلدو:یک امشب رو جیمین رو توی خونه ات نگه دار تا جا باز کنیم
ا.ت:ها!!!ولی....
پیلدو:ممنون و در رو بست
ا.ت تودلس:منو با این تنها نزاریننننن
ا.ت:به یکی از دستای جیمین دست بزن میزنه و اون‌یکی طرف دستبند رو به دست خودش حیمین به فاصله ی بین دستاشون نگاه میکنه و ا.ت جیمین رو توی ماشین خودش مینشونه و دست بند خودش رو بع میکنه و به ماشین مینده خودش پشت فرمون میشینه و راه میوفته جلوی یک فروشگاه پارک‌میکنه
ا.ت:از جات تکون نمیخوری و همینجا میمونی میرم یکم وسیله بگیرم توی خونه ی من از گشنگی نمیری و پیاده میشه و در رو پشت سرش میکوبه
جیمین:وقتی ا.ت رفت متوجه ی لبتابی روی صندلی عقب میشه لبتاب رو برمی‌داره و بازش میکنه و وارد یک فایل میشه که رمز داشت رمزش خیلی ریز زیر لبتاب هک شده بود رمز رو میزنه و واردش میشه که با نوشته های جلوش مواجه میشه..

نوشته ها:
[ خب اینم از یک روز کاری دیگه و یک ماموریت دیگه برام عجیب بود اون مرد سیاه پوش که ماسک هم داشت و سر تا پا سیاه پوشیده بود جیمین باشه واقعا درکش خیلی برام سخته انتظار نداشتم جیمین دست به کارای خلاف بزنه و رئیس اصلی این باند باشه واو خیلی بد شد دوباره باهاش مواجه شدم تقریبا حسم رو بهش داشتم به فراموشی می‌سپاردم که دوباره دیدمش امروز شخصی باهام حرف زد و وقتی بغلم کرد قلبم خیلی تند میزد امید وارم امشب رو به سلامت بگذره و نمیرم ]
جیمین با چشماش گشاد شده میخوند جمله هارو وقتی سرش رو آورد بالا دید ا.ت داره به خرید ها میاد بیرون سریع لبتاب رو برگردوند سر جاش و عادی نشست و بع ماشینا خیره شد
ا.ت:جیمینا در صندوق رو باز کن
جیمین:ولی دستم بسته است نمیتونم دستم نمیرسه
ا.ت:دستت بازه بزن دکمه رو باز کن
جیمین:ها؟!
ا.ت:دستت بازهههههه
جیمین:دست بند رو دست کاری میکنه و دست بند باز میشه و جیمین دستش رو در میاره و صندوق رو باز میکنه ا.ت خرید هارو میزاره توی ماشین و در صندوق رو میبنده و توی ماشین میشینه تا خونه سکوت میکنن ا
ا.ت:پیاده شو
حیمین پیاده میشه ا‌.ت دست جیمین رو بع دست خودش دستبند میزنه خرید هارو برمی‌داره و میرن بالا(یکی از خرید ها دست جیمینه)
ا.ت:کلیدام کوشنننن
جیمین: دستش رو میکنه توی جیب ا.ت رو کلید رو در میاره بفرما
ا.ت:عوضی(زمزمه میکنه)
کلید رو میندازه تو ولی هرکاری میکنه در باز نمیشه..

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

ادامه ی پارت ۴۹ا.ت:خب وایسا جیمین برو اون میله رو محکم بگیرح...

پارت [18]ا/ت:خب تهیونگ برو دیگه بیرون میخوام بخوابم تهیونگ:ب...

ادامه ی پارت ۴۸جیمبن:از دستم ناراحت شدی؟ا.ت:معلومه که ناراحت...

پارت ۴۸ا.ت:چیکارم داشتی صدام زدی؟جیمین جلوی ا.ت پشت اون میله...

ادامه ی سناریو درخواستی BTS

Part7

نام نام نام چرا انقدر زود ۱۰ تا شد ؟؟ریندو : کسی رو دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط