{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نهم

پارت نهم

دازای : وقته رفتن الکساندرا بیا بریم
الکساندرا از بغل بچه ها بیرون میاد و به بچه ها نگاه میکنه و بعد روبه دازای میکنه
الکساندرا:بچه ها خداحافظ
و چمدونش رو بلند میکنه و با دازای به بیرونمیره
الکساندرا: بلاخره از این جهنم بیرون اومدم
دازای : خوبه ......
باهم به سمت دفتر وادل میرند که وادل با الکساندرا خداحافظی کنه
*تق تق *
وادل : بفرمایید
الکساندرا:در رو باز میکنه و میگه :سلام خوشحالم برای بار آخر میبینمت
وادل :همچنین ،الکساندرا خیلی خوشحالم بلاخره تونستی به آرزوت برسی
نمیدونم ازمن کینه ای به دل داری یا نه ولی من دوست دارم فعلا خداحافظ تا همیشه
الکساندرا: منم شما رو دوست دارم شما خوب منو بزرگ کردید از شما خیلی متشکرم فعلا خداحافظ . بریم دازای سان
دازای روی دوتا پاش میشینه و سر الکساندرا رو ناز میکنه و لبخند میزنه و میگه :الکساندرا من دیگه بابا یا پدرتم لازم نیست بگی دازای سان
الکساندرا سرش رو تکون میده و از دفتر وادل بیرون میان و با خوشحالی به سمت آژانس میرند و توی خیابون باهم راه میرند و الکساندرا به ماشین ها نگاه میکنه و میگه : بابا همه ماشین دارن تو چرا نداری ؟مگه تو با اونا فرقی داری ؟
دازای : ماشین میخوام داشته باشم ولی رانندگیم افتضاح پس همین که پیاده بریم بهتره (میخنده)

حمایت کنید فالو کنید و لایک کنید فداتون بشم بوسسسس
دیدگاه ها (۰)

#mortal_kombat #mortal_kombat بچه ببخشید کم فعالیت میکنم حما...

پارت دهم الکساندرا:خب باشه ولی کی می‌رسیم به مخل کارت دازای:...

پارت هشتموادل : طبقه ی دوم اتاق ۱۸۵ ، الکساندرا و مکس و ماکی...

پارت هفتم ودازای رو از رو از افکارش بیرون میاره .دختر (الکسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط