{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

◇ کتاب ۴: شرق اندوه

◇ کتاب ۴: شرق اندوه

Bodhi
مرغان مکان خاموش، این خاموش، آن خاموش، خاموشی گویا شده بود
صدا کپ رنگ، نقش ندا کم رنگ، پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود
زیبائی تنها شده بود
هر رودی، دریا،
هر بودی، بودا شده بود
۱۶۶
دیدگاه ها (۰)

○ کتاب ۵: صدای پای آبمن مسلمانمقبله ام یک گل سرخجانمازم چشمه...

○ کتاب ۶: مسافرو عشق،صدای فاصله هاستصدای فاصله هائی که- غرق ...

○ کتاب ۳: آوار آفتابدر باغستان من، شاخه ی بارور خم می شودبی ...

○ کتاب ۲: زندگی خواب هاپنجره ام به تهی باز شدو من ویران شدمپ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

(تک پارتی)رمان فیک نامجون | فانتزی | «ماه پشت پنجره»هیچ‌کس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط