{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک تکراری

رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک تکراری
مدارا می کند عمـــــــریست با من , درد و بیـماری
نمی پرسی چرا چشمم, دمادم خیس و بارانی است؟
چرا رنگم شده ,مـــــــــــــانند آدم های سیگاری ؟
مرا از پای در می آورد این درد ,می دانــــــــــــم
امان از درد هجران و فغان از عمر اجـــــــباری
زلیخا تا نباشی , حُسن یوســــــــف را نمی فهمی
زمجنون می رباید قرص ماهت,عـقل وهوشیاری
بیفشان آفـــــــــــتاب مشرقی : عطر نگاهــــت را
که امشب کم کنم رونق, من از بازار عـطاری
به یک ناز تو از سر می رود هوش و قرار دل
مده پندم عسل بانو , به صبر و خویشـــتنداری
چه زود از بام چشمانت قناری , مرغ دل پر زد
یقینم شد ,زبانی گفــته بودی , دوســـــــتم داری
دیدگاه ها (۱)

از عشق چه می‌ماند بعد از تب تنهاییشاید قفسِ تنگی شاید شب تنه...

می شود امشب میان ِ لحظه های عاشقیدست در دستان ِ من , دعوت به...

بهترینممن از این دنیای بی تو بودن بیزارم، دنیایی که بی تو، ب...

به دریا می زنم! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط