{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش هرگز بزرگ نمی شدم و هرگز نمی فهمیدم ..که پدرم به من د

کاش هرگز بزرگ نمی شدم و هرگز نمی فهمیدم ..که پدرم به من دروغ گفت:که هرچیزی رو در خاک بکاری روزی سبز خواهد شد..!
چرا هیچکی هرگز نفهمید :من امیدها.آرزوهایَم و خاطراتَم را سال هاست درونِ خاکِ تیره و سرد و بی‌روح جسمم خاک کرده اَم!
اما هیچ وقت سبز نَشد!
هنوز هم به امید سبز شدن و گُل دادَن امید ها و آرزوهایم و خاطراتم روزهایم را شب میکنم...
#ارغوان_نوشت
دیدگاه ها (۴۷)

ما چطور بازی کنیم با دستِ این همه خالی، با دهانِ این همه در...

یک حصار میون اشتباهات،خوبی ها،بودن ها،نبودن ها،دوستان و خلاص...

سال بعد هم تو این (چَرخه) قرارِ بچرخیم بازم همون (روزمرِگی ه...

۲۳ سالگی…چه عدد عجیبی.سال گذشته ۲۲ سالگی را با ذوق و شوق شرو...

the silent of the screams(Continuation of the first part)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط