{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نماز و نیاز رفتم پیش

به نماز و نیاز رفتم پیش
که وضو داشتم ز خون جگر

وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۱)

از بچگی عاشقِ پنجره‌ها بودم...عاشقِ پنجره‌های رنگی‌رنگیِ رو ...

او‌ که همدردم شده گویا خودش هم درد بوداو خودش زخمِ همان مرهَ...

نمیدانم قبولم کرده مَردِ قصه اش باشم؟از او میپرسم و هر بار ا...

چهره ات در پشت سر، با #منظره، بی منظرهمی تواند بر سر #ذوق آو...

عمری ز غم کرببلا خون جگر خوردیقربان دل و چشم تر حضرت باقر(ری...

برخیز که شور محشر آمد.!! این قصه ز سوز جگر آمد ..

این‌متن‌در‌نظرم‌خیلی‌زیبـــا‌بود(:)هنگام وضو جوان باش، و سرح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط