{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 36
خطراسمات

تهیونگ حرفی نزد  جونگکوک رو برد توی اتاق و انداختش روی تخت

+ حالا بدون اجازه من میری بیرون

- ددی غلط کردم دیگه تکرار نمیشه

+ عع ( یخ نیش خند زد)

- ددی ولم.......

حرف جونگکوک با لب های تهیونگ قطع شد تهیونگ تا ۲۰ دقیقه فقط از جونگکوک لب گرفت جونگکوک نفسش بند امده بود هی داشت میزد به سینه های تهیونگ که ولش کنه تهیونگ ولش کرد و رفت سراغ گردن جونگکوک چندتا مارکت بنفش گزاشت و لباس جونگکوک رو داشت در میاورد که

- ددی خواهش میکنم ولم کن دیگه نکرار نمیشه

+ نه دیگه نمیشه اگر الان ولت کنم باز کارتو تکرار می‌کنی

- نمیش......

حرف جونگکوک با انگشت های تهیونگ قطع شد تهیونگ هی انگشت هاش رو بیرون و داخل میکرد

- اه غلط کرد اه دیگه نمیتونم تحمل کنم اه ددی اه

تهیونگ اصلا به حرف های جونگکوک گوش نمیکرد و کار شو ادامه میداد

تهیونگ لباس شو دراورد و دیگ شو یک دفع داخل سوراخ جونگکوک کرد

- اه ددی ایی

تهیونگ ادامه داد به کارش و هی جلو و عقب می رفت بعدا 5 ساعت ولش کرد

+ بیا بغلم

- چرا

+ بریم حموم بعدا باید بریم مهمونی

- باشع ولی من نمیتونم مهمونی بیام

+ تو قرار .....‌......
دیدگاه ها (۱)

دلش فازت چیه

دقیقا

گل خونی پارت 14و تهیونگ ماشین رو روشن کرد و برد یک جای خلوت ...

گل خونیپارت 15 خطر اسماتلباس جونگکوک و لباس خودش رو در و رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط