{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوشگلای من داشتم فکر میکردم و به این نتیجه رسیدم بهتره یه

خوشگلای من داشتم فکر میکردم و به این نتیجه رسیدم بهتره یه سوکوکو بنویسم . 𐙚₊˚⊹♡
نوشتما ولی تا به حال تو ویسگون نه 。・:*:・゚🧸,。・:*:・゚☆。・:*:・゚🧸,。・:*:・゚☆
دیدگاه ها (۴)

نام داستان:چشمای او♡شخصیت ها:سوکوکو(دازای و چویا) پل ورلین(ب...

𐙚چشمان او𐙚ویو دازای:یک سال از اومدن اون از مافیا می‌گذشت و ه...

خدایی رو دست نداره 🍒حالا دازای یا چویا

داشتم فکر می کردم یه داستان در مورد واکس بنویسم که بعد از شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط