{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عمق سکوت ؛ همچنـان منتـظرم

در عمق سکوت ؛ همچنـان منتـظرم
تـا قطره های بـاران چشات
تـو را از آن بـالا در آغوشم رهـا کننـد
یا غـرق می شوم
یا در امتداد شبهای بـارانیت می مانـم ...

دلنوشته های تبسم سکوت / از : سعید
دیدگاه ها (۷)

یک عکس و یادآوری یک دنیا خاطرات گذشته...یک نفس با ما نشستی خ...

تو که گفتی پلک چشات بارانی ست مثل دلت میدونی اگه چشامو ببندم...

آی ؛ آدم هـایِ غمگـینِ دوست داشتـنیآیا ؛ در میـان شما کسـی ه...

بغضهای مرطوب مرا باور کن،این باران نیست که میبارد ،صدای خسته...

جهان در آغوشم بود؛ کاش زمان در سکوتِ آن لحظه از نفس می‌ایستا...

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط