{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز لب سرخ تو یک بوسه تمنّا دارم

ز لب سرخ تو یک بوسه تمنّا دارم
ولی از قهر تو و ناز تو پروا دارم

شانه را بر گره زلف تو دندانه شکست
من به دندان، هوس حل معمّا دارم

به تماشای تو بنشسته ام و میدانم
که خودم نیز در این حال تماشا دارم

داستان من و تو با تو و با من هیچ است
ناز کم کن که ازین پس هوس ما دارم

رندی حافظ و دیوانگی سعدی را
من به لطف لب شیرین تو یکجا دارم

آنچنان حوصله در وصف تو دارم گویی
که ز موضوع بناگوش تو انشا دارم

به خیالی که تویی در بر من، تار بدست
سر امشب شب مهتابه ی شیدا* دارم

توبه از عشق و می و کفر نخواهم کردن
مگر آنروز که زاهد بکند وادارم
دیدگاه ها (۲)

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاح...

عشق اگر روزِ ازل در دلِ دیوانه نبودتا ابد زیرِ فلَک، ناله ی ...

من ...جام چشمــــــــــهایت رابا عشـــــق،یک جا سر کشیدمو تـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط