{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و تکه تکه شدن،

و تکه تکه شدن،
راز آن وجود متحدی بود
که از حقیرترین ذره‌هایش آفتاب
به دنیا آمد.
#فروغ_فرخزاد #مد #حنا
دیدگاه ها (۱)

تو سایه‌ی منیتو سایه‌‌ی من و اصلِ منیدر زندگی‌ام بمان که تو ...

جاده تهی استتو باز نخواهی گشتو چشمم به راه تو نیست #سهراب_سپ...

گلویم... با شن‌های دوران‌هایی...از صحراهای سکوت پر شده است.....

از دورها و دورها می‌آیی،و فقط یک چیز، فقط یک چیزکوچک در زندگ...

در اصل انسان نمیمیرد بلکه بخشی از طبیعت می شود و زندگی ان حت...

پارت ۱۸اوضاع خوب نبود. دانزو میدانست که از شیسویی کتک خورده ...

افتخار میدین قاصدکا؟ ↓꧁°꧂دستانش چو یخ سرد شده بودند و چشمانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط