{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر دل که قرین غم نباشد

هر دل که قرین غم نباشد
از عشق بر او رقم نباشد

من عشق تو اختیار کردم
شاید که مرا درم نباشد

زیرا که درم هم از جهانست
جانان و جهان بهم نباشد

با دیدن رویت ای نگارین
گویی که غمست غم نباشد

تا در دل من نشسته باشی
هرگز دل من دژم نباشد

پیوسته در آن بود سنایی
تا جز به تو متهم نباشد


سنایی
دیدگاه ها (۲۰)

زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد...

عشق زیبایم تو هستی،دوست دارم دم به دم ساحل عشق مرا باعشق خود...

ای ز عشقت روح را آزارهابر در تو عشق را بازارهاای ز شکر منت د...

نار الفرگهاحرگ ابروحی اشما ردت روحی اکبرت عالحرگه؛بــــــس ل...

ای نگار جان، ای فروغ دیدهبدان که دل من سراسر آتش مهر توست و ...

حج: مطلب ١ از ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط