{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای ز عشقت روح را آزارها

ای ز عشقت روح را آزارها
بر در تو عشق را بازارها

ای ز شکر منت دیدار تو
دیده بر گردن دل بارها

فتنه را در عالم آشوب و شور
با سر زلفین تو اسرارها

عاشقان در خدمت زلف تواند
از کمر بر ساخته زنارها

نیستم با درد عشقت لحظه‌ای
خالی از غمها و از تیمارها

بر امید روی چون گلبرگ تو
می‌نهم جان را و دل را خارها

تا سنایی بر حدیث چرب تست
غره چون کفتار بر گفتارها

دارد از باد هوس آبی بروی
با خیال خاک کویت کارها


سنایی
دیدگاه ها (۱۹)

هر دل که قرین غم نباشداز عشق بر او رقم نباشدمن عشق تو اختیار...

زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزدزهی خوشخو زهی والا بنامیزد...

نار الفرگهاحرگ ابروحی اشما ردت روحی اکبرت عالحرگه؛بــــــس ل...

دلبرم گر به تبسّم لب خود باز کندکی مسیحا به جهان دعوی اعجاز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط