چند پارتی
چند پارتی......3
NEME : پیچ و خم در وینستون
G_=
تمامی کار کنان پس از ورود او سکوت کردند.... و با احترام به او خیره شدند انگار که معلوم است که خانم سو از احترام زیادی برخوردار است.
به سمت مردی اینکی و جوان حدود 20 ساله رفت....و
خانم سو :« ببینم رایدر ، هنوز مدیر جین
تو همون اتاق قدیمی داره مدریت میکنه؟»
رایدر:« ب...بله..خانم سو طبقه 5 سمت چپ شمال شرقی ساختمان.»
_ خوبه....فعلا.
به انتهای راه رو رسید دکمه آسانسور را زد و وارد شد ، سپس به طبقه پنج رسید از آسانسور خارج شد و به سمت اتاقی در سمت چپ شمال شرقی ساختمان رفت ، همان اتاق قدیمی ، بدون هیچ تغییری پر از خاطرات پوسیده که سون اسم آن هارا مزخرف میگذارد....
بدون در زدن وارد شد....مدیر جین مثل همیشه با کت و شلوار قهوه ایه سوخته و کراوات قرمز تیره اش و حاله ای از پوچی نشسته و به کاغذ و پرونده های انسان های کشته شده امروز خانم سو
خیره شده بود.
RINKA_FOJISAWA _-_
مدیر جین ( یکی از اعضای قدیمی نیمه تاریک دنیا و همکار و شریک زندگی سابق سو )
خوشحال میشم نظرتو بدونم!
_R..._...H...
NEME : پیچ و خم در وینستون
G_=
تمامی کار کنان پس از ورود او سکوت کردند.... و با احترام به او خیره شدند انگار که معلوم است که خانم سو از احترام زیادی برخوردار است.
به سمت مردی اینکی و جوان حدود 20 ساله رفت....و
خانم سو :« ببینم رایدر ، هنوز مدیر جین
تو همون اتاق قدیمی داره مدریت میکنه؟»
رایدر:« ب...بله..خانم سو طبقه 5 سمت چپ شمال شرقی ساختمان.»
_ خوبه....فعلا.
به انتهای راه رو رسید دکمه آسانسور را زد و وارد شد ، سپس به طبقه پنج رسید از آسانسور خارج شد و به سمت اتاقی در سمت چپ شمال شرقی ساختمان رفت ، همان اتاق قدیمی ، بدون هیچ تغییری پر از خاطرات پوسیده که سون اسم آن هارا مزخرف میگذارد....
بدون در زدن وارد شد....مدیر جین مثل همیشه با کت و شلوار قهوه ایه سوخته و کراوات قرمز تیره اش و حاله ای از پوچی نشسته و به کاغذ و پرونده های انسان های کشته شده امروز خانم سو
خیره شده بود.
RINKA_FOJISAWA _-_
مدیر جین ( یکی از اعضای قدیمی نیمه تاریک دنیا و همکار و شریک زندگی سابق سو )
خوشحال میشم نظرتو بدونم!
_R..._...H...
- ۱.۴k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط