{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنین زخمی که من خوردم

چنین زخمی که من خوردم
نه از بیگانه ، از خویش است
هراسم نیست از مردن
گرچه مرگم زود در پیش است
در آنسوی پل پیوند
تویی با خنجری در مشت
در این سو مانده پا در گِل
منم با خنجری در پشت
کسی هرگز به فکر ما
نبود و نیست ای همدرد
برای مرگ این قصه
کسی گریه نخواهد کرد
دیدگاه ها (۶)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

My lovely neighbor part : 56

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت ۱ +سلام من ا.تم، ۱۹سالمه و دانش جوی رشته هنر...

معرفی شخصیت ها👇لی اتدختر خاندان لی و قبیله سلطنت خون‌آشامی (...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

چنین زخمی که من خوردمنه از بیگانه ، از خویش استهراسم نیست از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط