چنین زخمی که من خوردم
چنین زخمی که من خوردم
نه از بیگانه ، از خویش است
هراسم نیست از مردن
گرچه مرگم زود در پیش است
در آنسوی پل پیوند
تویی با خنجری در مشت
در این سو مانده پا در گِل
منم با خنجری در پشت
کسی هرگز به فکر ما
نبود و نیست ای همدرد
برای مرگ این قصه
کسی گریه نخواهد کرد
نه از بیگانه ، از خویش است
هراسم نیست از مردن
گرچه مرگم زود در پیش است
در آنسوی پل پیوند
تویی با خنجری در مشت
در این سو مانده پا در گِل
منم با خنجری در پشت
کسی هرگز به فکر ما
نبود و نیست ای همدرد
برای مرگ این قصه
کسی گریه نخواهد کرد
- ۵۲۰
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط