گفتم

گُفتم:
کلیدِ قُفݪ شَهادت شِڪسته است
یا اندَر این زَمانه دَر باغ بَسته است..؟!

خَندید و گُفت:
ساده نَباش ای قَفس پَرست
دَر بَسته نیست
باݪ و پَر ما شِڪسته است..🥀

#شهید #شهادت #اگر_شهید_نشویم_میمیریم #اللهم_الرزقنا_توفیق_شهادة #در_آرزوی_شهادت #التماس_دعای_شهادت
#رمضان_کریم🌙🌹🍃
دیدگاه ها (۳)

‏سال اول #دبیرستان بود. هر روز صبح با هم کلاسی‌هایش می رفت د...

من #ماهی‌ ام امّا به سرم شورِ #نهنگ استاین #برکه‌ ی بی‌حوصله...

ز هشیاران #عالم هرکه را دیدم #غمی دارددلا #دیوانه شو #دیوانگ...

تویی بهانه آن ابرها که می گریندبیا که صاف شود این هوای باران...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۹ خيلي لرزون گفت: چون چيزي ر...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۵۴ گردنش اویزون شدم. خندید و ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۲۱دخترک لبخندی زد سپس با ذوق مانند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط