دستش رو خاروند و گفت مثل اینکه قراره پول بیاد دستم
دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!
یکم بعد پاش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره برم مسافرت!!!
بعدش گوشش روخاروند و گفت،، یکی داره پشت سرم حرف میزنه و...
خلاصه اینکه،، بزرگوار به هرچیزی اعتقاد داشت غیر از حموم رفتن🤣
یکم بعد پاش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره برم مسافرت!!!
بعدش گوشش روخاروند و گفت،، یکی داره پشت سرم حرف میزنه و...
خلاصه اینکه،، بزرگوار به هرچیزی اعتقاد داشت غیر از حموم رفتن🤣
- ۱۶۰
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط