{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!

دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!
یکم بعد پاش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره برم مسافرت!!!
بعدش گوشش روخاروند و گفت،، یکی داره پشت سرم حرف میزنه و...

خلاصه اینکه،، بزرگوار به هرچیزی اعتقاد داشت غیر از حموم رفتن🤣‎
دیدگاه ها (۰)

من ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎﻡ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺧﻮنمو ﺑﺰﻧﻪﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺗﻮ ﮔﻮ...

هیچوقت از روی ظاهر کسی قضاوت نکنینالان مثلا به قیافه سیب‌زمی...

دورتو‌پر‌علف‌هررز‌نکن                      یه‌گل‌تو‌گلدونت‌ب...

عشق دردناک²p³⁴از خواب به سختی و با درد بیدار شدمجونگکوک پیشم...

[☆part⁴⁵☆]ویوی ایزابلابعد از اینکه از هم جدا شدیم الکس رو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط