{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!

دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!
یکم بعد پاش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره برم مسافرت!!!
بعدش گوشش روخاروند و گفت،، یکی داره پشت سرم حرف میزنه و...

خلاصه اینکه،، بزرگوار به هرچیزی اعتقاد داشت غیر از حموم رفتن🤣‎
دیدگاه ها (۰)

من ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎﻡ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﺩﺭ ﺧﻮنمو ﺑﺰﻧﻪﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺗﻮ ﮔﻮ...

هیچوقت از روی ظاهر کسی قضاوت نکنینالان مثلا به قیافه سیب‌زمی...

دورتو‌پر‌علف‌هررز‌نکن                      یه‌گل‌تو‌گلدونت‌ب...

My uncle (part1)

#چندپارتی#هان#استری_کیدز{Mafia in my home}part¹⁰.....ویو هان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط