دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!

دستش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره پول بیاد دستم!!!
یکم بعد پاش رو خاروند و گفت،، مثل اینکه قراره برم مسافرت!!!
بعدش گوشش روخاروند و گفت،، یکی داره پشت سرم حرف میزنه و...

خلاصه اینکه،، بزرگوار به هرچیزی اعتقاد داشت غیر از حموم رفتن🤣‎
دیدگاه ها (۰)

Cruel Love پارت ۱۱-:از خدا تم باشه همه ارزوشون با من حرف بزن...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

ایدل من#پارت_2 کوک بلند شد و اومد سمت من. سعی کرد دستم رو بگ...

فردا جسدم هم خونه نمیرسه 😱 امتحان املا داریم 😬 امتحان مطالعا...

هر هر هرررر

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

ادامه پارت ۷۰₹خوب تا اینجا که همه چی طبیعیه بریم سراغ زخم ها...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

وقتی گرگینه بود📎پارت ۴ولی انگار سرنوشت چیز دیگری رقم زده بود...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p23خیلی فکر کرد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط